قلب آبی

زمستان

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گريبان است

کسی سربرنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه جز پيش پا را ديد نتواند

که ره تاريک و لغزان است .

وگر دست محبت سوی کس يازی

به اکراه آورد دست از بغل بيرون

که سرما سخت سوزان است.

نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون ابری شود تاريک

چو ديوار ايستد در پيش چشمانت

نفس کاينست ، پس ديگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور يا نزديک.

 

 

مسيحای جوانمرد من ! ای ترسای پير پيرهن چرکين !

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای

منم ، من ، ميهمان هر شبت ،لولی وش مغموم

منم ، من ، سنگ تيپا خورده رنجور

منم ، دشنام پست آ فرينش ، نغمه ناجور

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان ،

نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،

درختان اسکلتهای بلور آجين ،

زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،

غبارآلوده مهر و ماه ،

زمستان است...

مهدی اخوان ثالث

+نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٥ساعت۱۱:٥۱ ‎ق.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()
ما و چاردیواری خوابگاه

ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل در مدارج بالاتر از جمله اهدافی است که بسیاری از افراد در زندگی خود به دنبال رسیدن به آن هستند . حتی در مواردی افراطی تر جز آرزوها و رویاهای کوچک برخی انسانها به شمار می رود . آن زمان که چنین افرادی غرق در رویای کوچک خود به سر می برند ٬ به چیز دیگری فکر نمی کنند و به هر دری می زنند تا آرزوی کوچکشان به حقیقت بپیوندد .

وقتی به چنین رویایی کوچک دست یافتند و وارد دانشگاه شدند ٬ اندک اندک به این باور می رسند که رویای کوچکشان در عین شیرینی چه تلخی های پنهانی را در خود جای داده است ! این تلخی های پنهان همان مشکلات و مسائلی است که زندگی دانشجویی برای آنها در پی دارد .

دوری موقت از خانواده و دوستان ٬ سازش با هر گونه وضعیت احتمالی ٬ بی پولی در بعضی اوقات ٬ دلتنگی ها و احساسات تازه و ناشناخته ٬ و ... تنها بخشی از پیامدهای زندگی دانشجویی است که در کنار واقعیات خوش آن روی سکه یعنی دانشجو بودن ٬ ادامه تحصیل در سطح بالا ٬ شان اجتماعی بالاتر و ... وجود دارند .

به تازگی علاوه بر پیامدهای بدی که ذکر شد ٬ واقعیت تلخ دیگری گریبان گیر زندگی دانشجویی برخی افراد شده است و آن عبارت است از خوابگاه .

معمولا از خوابگاه به عنوان مکانی یاد می شود که دانشجو بر اساس نیاز به وجود محلی برای سکونت موقت در شرایطی که از جغرافیای سکونت اصلی خود دور است ٬ به آن پناه می آورد و سعی می کند در آن حداقل شرایط مناسب زیستی و روحی ـ روانی را در کنار دیگر افراد مشابه خود برای ادامه تحصیل و مهمتر از آن ادامه زندگی اش در یک مرحله جدید به وجود آورد . به عبارتی دیگر خوابگاه محل آسایش فکری و روحی ـ روانی یک دانشجوست تا بهتر بتواند رویای کوچک اما حقیقت یافته اش را کنترل و هدایت کند .

اما شرایط نابه سامان و مشکلات خوابگاهی در شرایط کنونی این قدرت کنترل و هدایت را از بسیاری از دانشجویان خوابگاهی گرفته است و بر خلاف انتظار نه تنها محلی برای آسایش روحی ـ روانی آنها نبوده بلکه به کابوسی وحشتناک تبدیل شده است که زندگی دانشجویی آنها را تحت تاثیر خود قرار داده است .

از جمله مهمترین مشکلات خوابگاهی که همه ما با آن روبه رو هستیم می توان به موارد زیر اشاره کرد :

۱-  هزینه بالای شهریه خوابگاه :

که هر سال روبه افزایش است و همواره بسیاری را دچار مشکلات فراوانی نموده است . به طوری که در سال جاری تحصیلی بسیاری از متقاضیان خوابگاه تا هزینه یک سال را نپرداختند ٬ نتوانستند ساکن شوند و مشکلاتی برای آنها فراهم شد ٬ حال بماند که در ابتدای ترم مسئولین محترم خوابگاه تا حدود یک ماه به دختران خوابگاه نمی دادند و آنها مجبور بودند یا به خانه شان در شهرهای نزدیک تر برگردند ٬ یا به خانه اقوام و آشنایان پناه برند و یا به طور کل به فکر سکونت در محلی غیر از خوابگاه باشند .

۲- نبود اتاق و اسکان چند نفره :

این مورد مهمترین مشکلی است که طی این دو سال تحصیلی گریبان گیر دانشجویان خوابگاهی بوده است . ( به خصوص پسران ) در وضعیت کنونی اسکان ۴ نفر در اتاقی که استانداردهای سکونت حداکثر ۲ نفر را داراست خود مشکلات روحی ـ روانی و ... بسیاری را در پی دارد هر چند بچه ها تا آنجا که ممکن بوده است خم به ابرو نیاورده اند و به خوبی و خوشی با هم اتاقانشان کنار آمده اند ٬ اما این مسئله زمانی ناراحت کننده می شود که چنین سکونتی فقط خاص ما دانشجویان افغانستانی باشد و دیگر به اصطلاح خارجی ها در اتاقهایی یک نفره ساکن باشند و نخواهند که هیچ گونه مساعدت و کمکی در این زمینه با بچه های ما داشته باشند . کما اینکه نمونه های فراوانی به خصوص در خوابگاه پسران امسال رخ داد که یا اشخاص را به کلی از سکونت در خوابگاه منصرف ساخت و یا آنها را روانه اتاق های بچه های دیگر و حتی سالن تلویزیون و .... نمود . مطمئنا دختران نیز با چنین مسئله ای روبه رو هستند .

۳- غذای خوابگاه :

کیفیت بد غذای خوابگاه را همه خوابگاهی ها احساس کرده اند و به آن پی برده اند و فکر نمی کنم کسی باشد که وصف کباب ٬ قیمه و قورمه سبزی خوابگاه با انواع و اقسام موادی که در آنها استفاده می شود که بر جسم و روح افراد تاثیر گذار است ٬ را نشنیده باشد .

تنها خاصیت و خوبی ای که غذای خوابگاه دارد این است که ما را به یاد مادرانمان و آن غذاهای ساده اما خوش طعم و سالمی که تهیه می کرد و ما بعضی اوقات ناز می کردیم و برخی را میخوردیم و بعضی دیگر را نمیخوردیم ٬ می اندازد وگرنه غذای خوابگاه دیگر هیچ فایده و خوبی ای ندارد و خوردن آن صرفا برای رهایی از گرسنگی و ضعف است .

به هر حال خوابگاه دانشجویی این مشکلات را در بردارد و به عقیده من وجود این مسائل زمینه ساز بسیاری از مسائل دیگری است که ممکن است در سطح خوابگاه ها به وجود آیند اما چاره ای جز تحمل نیست و باید امیدوار بود که روز به روز مشکلات خوابگاهی مان کمتر شود تا با فکری آزادتر و خیالی آسوده تر به امر تحصیل خود که از همه چیز مهمتر است بپردازیم .

+نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/۱۱ساعت۳:٠۸ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()