قلب آبی

آرزوی های ویکتور هوگو

فکر کنم خیلی از ما این آقا یعنی ویکتور هوگورو می شناسیم . نویسنده معروف رمان های مشهوری مثل بینوایان . امروز که داشتم ایمیلم رو چک می کردم دیدم persian star برام یه مطلبی رو فرستاده با نام آرزوهای ویکتور هوگو . رفتم و خوندم و برام جالب بود چون آقای هوگو خیلی آرزوهای قشنگی واسمون کرده .

ببینیم آقای هوگو چه خوابایی برامون دیده نیشخند :


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٢٤ساعت٤:٢٧ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()
پاییز آمد اما ...

این هم یک شعر در مورد پاییز تقدیم به همه شما دوستان خوبم . امیدوارم لحظات خوبی در این فصل زیبا داشته باشید و دلتون همیشه شاد باشه

پاییز بر تقویم نشست

برگ ها ریختند

بادها وزیدند

مشعل امید در دلم می خندد

پرستوها کوچ کردند

ابرها آمدند

خورشید ناپدید شد

مهتاب مرد

و من در انتظار باران نشستم

امید در من زنده است

بغض کهنه را خواستم بشکنم

اما آسمان نبارید

و رودخانه خشکید

کویر بر تن بوستان نشست

و همه نا امید گذشتند

همه رفتند

و تنهایی با من تنها ماند

اما...

اما...

من هنوز امیدوارم

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/۱٥ساعت٥:٢۳ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()
من اومدم

سلام به همه

بالاخره اومدم ‏ نیشخند ‏، مثل ماه مهر و پاییز که بالاخره از راه رسید

نمی خواهید خوش اومد بگید بهم؟؟؟؟؟؟؟؟

می دونم که خیلی دیر کردم

ولی حالا که اومدم دیگه

 

راستی چطور بود تعطیلات و همین طور فصل گرم تابستان؟

من که حقیقتا دلم براتون تنگ شده بود ناراحت

شما چی؟

فکر نکنم دلتون واسم تنگ شده باشه

حتما با خودتون گفتید : عجب از دست  این پسره راحت شدیم یه چند وقتی؟

 

اشکالی نداره هر چی گفتین

من که الان خیلی خوشحالم نیشخند، چون درسا شروع شده و برو بیایی شده تو دانشگاه و خوابگاه

آخی آخی ، بمیرم الهی ، البته واسه خودما

به یاد بچگی ها افتادم ، اون زمانی که همه این موقع سال شعر باز آمد بوی ماه مدرسه رو می خوندن

یادش بخیر چه دورانی بود

 

خب انگار خیلی حرف زدم ، ببخشید

 

سال جدید تصیلی رو به همه دانش آموزان و به خصوص دانشجویان تبریک میگم و امیدوارم سالی پر از موفقیت و کامیابی در امر تحصیلشون داشته باشند .

قلبقلبقلب

 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٩ساعت۳:۳٧ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()