قلب آبی

عیدتان مبارک

 الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام

 عید سعید غدیــرخم، عید امامت و ولایت
بر دلدادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت تبریـک و تهنـیت بـاد.

 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢۸ساعت۱٢:۱۳ ‎ق.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()
حقایقی شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بله همگی ما می دانیم که انیشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم. خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!

1- او با سر بزرگ متولد شد :
وقتی انیشتین به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود :‌
مطمئنا انیشتین توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.

3- او از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود :
انیشتین از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت: من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.

4- او در آزمون ورودی دانشگاه رد شد :
در سال 1895 در سن 17 سالگی انیشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت: آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد. 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


5- علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت :

انیشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

6- او فقط یک بار رانندگی کرد :
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

7- الهام گر او یک قطب نما بود :
انیشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8- راز نهفته در نبوغ او :
بعد از مرگ انیشتین در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز انیشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.
 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢٥ساعت۸:٠٢ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()
عیدتان مبارک

این هم یک شعر به مناسبت عید قربان که پیشاپیش تقدیم به همه شما دوستان خوبم می کنم و امیدوارم لحظات خوشی را در این ایام مبارک داشته باشید . از همه تون در این ایام مبارک التماس دعا دارم .


    می نهم گـــردن به عشقت یار ،  قربان  کــن مرا                              

                                 فــارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا              

 چـــــون  دو زلف عنبرینت ای بـــهــــار آرزو                              
                                  تا مگر آئی به آغــــوشم ،  پریشان کـــــن مـــرا                  
         چشـــــم قربانی بـــه قربانـگاه حیران  می شود                                      
                   شـوخ چشمانم به حسن خویش حیران  کن مرا  

 

دوســــتـان شادند از دلـــدار ومـن ،  نا شادمــــان                           
                روی خـــود بنما به بزم خویش ، مهمان کن مرا

طفلکان از بهــــرعیــــــدی شاد کام و خــرمند                             
               دلبرا با بوسه خـود شاد و خنــــــدان کـــن مرا
  تحـــفه عیدی برایــت نقــــد جان را مید هـــم                              
              ای بــــــه قربانــت  بدین تقدیر فرمان کـن  مرا
                              
 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱۸ساعت٢:٠۳ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()
 

سلام به همه دوستان خوبم

چند وقتیه که قلب آبی خیلی غمگینه و حال و هواش بارونی و گرفته . حال و حوصله ازش پر کشیده و دلش می خواد همش یه گوشه بشینه و غصه بخوره .

تا حالا کسی رو که بهش احساس نزدیکی می کنید ، غمگین و شکسته دیدید؟ حس کردید که چقدر دلتون می خواد دلداریش بدید و کمکش کنید اما  اون طوری که دلتون می خواد  نتونید بهش کمک کنید؟ نگران شدید از اینکه  آیا احساس همدردی شما رو درک می کنه یا نه ؟

قلب آبی  چند وقتیه که همه اینارو به خودش دیده و الانم خیلی غمگینه


+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱۸ساعت۱:۱۱ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()