قلب آبی

در دروازه رو می شه بست اما ...

از قدیم گفتند : در دروازه رو می شه بست اما ...
                     دهن بعضی از این بچه ها رو نمی شه بست !!

خدا بگم این منافقین رو چیکار کنه ! قهر
کار و زندگی ندارند انگار ، بعد یه عمر دانشجویی دارن فارغ التحصیل خاله زنک بازی می شن نیشخند

اون از چرت و پرت های موقع انتخابات ف . د.ا که پرونده درست کردند :
تو کلاهبرداری ، تو قاتلی ، تو مفسد فی الارضی ، تو ارث بابامونو بهمون ندادی تعجب
اینم از حالا که ما رو هم فرستادن جزو اخراجی های 2 قهقهه

همه ملت می دونن که من بازم مرخصی ام
ولی اینا تو کتشون نمی ره ، اصلا من موندم به اینا چه ربطی داره ؟!!
انگار من باید برم پیش شون ساعت ورود و خروج بزنم که هستم یا نیستم !!!
جمع کنید بابا خودتونو سبز
هر چی بگید ، واسه من مهم نیست بازنده
من حالم خوب شده ، بهترم می شه و به کوری چشم شما همه چیزم روبه راهه

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢٩ساعت٥:۳٩ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()
 

از امروز تصمیم گرفتم که کمی ، شایدم خیلی متفاوت از گذشته باشم.
قلب آّبی نیاز به آرامش داره تا بتونه مسیر واقعی خودشو برای یه تپیدن ایده آل پیدا کنه


دیگه نمی خوام خودم رو محزون و افسرده اندیشه های ناآرومی که مدت زیادی دنبالشون بودم ، ببینم .
دیگه نمی خوام قلب آبی حقیر هر دل و قلبای سیاه بعضی از جانورای دو پا بشه.

پس با انرژی کامل ، پیش به سوی آرامش ، زلالیت و شفافیت
و تو دوست خوبم
کمکم کن که بدون تو ...
حوصله م سر می ره تو راه لبخند ، شوخی کردم
بدون تو این مسیر پیمودنی نیست ...قلب

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢٩ساعت٢:٥٠ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()