قلب آبی

جايگاه روابط عمومي در ايران قبل و بعد از انقلاب

روابط عمومي به مفهوم امروزين آن تا قبل از جنگ‌جهاني دوم در ايران پديده و حرفه اي ناشناخته‌بود . اما در دوران جنگ‌جهاني دوم كه سالهاي اشتغال و هيجان ملت براي ملي‌شدن صنعت نفت بود لزوم وجود اداره‌ي واحدي به منظور رساندن كارها و برنامه هاي هر مؤسسه به مفهوم واقعي آن احساس و ثابت شد ،

آنچه اكنون به عنوان روابط عمومي چه از نظر اصطلاح و چه از نظر حرفه روابط عمومي باز مي شناسيم براي نخستين بار در شركت ملي نفت ايران ايجاد شده است . در واقع تحولات روابط عمومي در ايران بسيار سريع بود تقريباً دو سال بعد از تأسيس اولين روابط عمومي در شركت ملي نفت انجمن روابط عمومي و بعد از آن هم دانشكده علوم ارتباطات بوجود آمدند .

 اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي دولتمرادان و مديراني كه در ابتدا مسئوليت اداره سازمانها را پذيرفته بودند با توجه به وجود عوامل گوانگون ، چندان توجهي به فعاليت‌هاي روابط عمومي نكردند . و به تدريج كه كارها و مؤسسات به روال عادل خودبازگشت ، كمبود فعاليت‌هاي روابط عمومي در آن احساس شد .

 اما ازجمله مشكلاتي كه در زمينه فعاليتهاي روابط عمومي در ايران احساس مي شود . اين است كه برخلاف كشورهاي سرمايه‌داري ، دفاتر خصوصي روابط عمومي كه خدمات كارشناسانه به دفاتر روابط عمومي دولتي و غير دولتي بفروشند . وجود نداشته و ندارد . در واقع در كشورهاي صنعتي روابط عمومي از بطن مؤسسات خصوصي توليد يافت ولي در ايران اين توسعه هاي دولتي بود كه براي اولين بار روابط عمومي را بوجود آوردند . روابط عمومي در ايران با وجود اينكه به سرعت رشد كرد. ولي اين رشد در جهت ساختاري بود و تنها در حد ايجاد آن به عنوان يك موسسه و نهاد در درون سازمانها بود ولي در عمل چندان كارآيي نداشت .

 در واقع مي توان گفت روابط عمومي در ايران هنوز در مرحله اول يعني روابط عمومي تبيين گر است . روابط عمومي در ايران هنوز نتوانسته است آني نقش وكاركرد اصلي كه دارد را ايفا كندو تنها تبديل بهيك نهاد تشريفات در سازمانها و نهادها شده است . در حاليكه در كشورهاي صنعتي وسرمايه داري روابط محصولي جزء جداشدني از مؤسسات و سازمانها است . روابط عمومي در ايران به هيچ عنوان علمي عمل نمي كند .

با اينكه چند سال از تربيت نيروهاي متخصص در اين زمينه مي گذرد هنوز هم شاهد كاركردن افراد نابلد و غير متخص در اين بخش‌ها هستيم . ما هنوز به اين باور دركشور نرسيده ايم كه روابط عمومي اطلاع رساني نيست ، همانطور كه روابط عمومي روزنامه نگاري نيست . همانطور كه روابط عمومي بازرايابي نيست ، همانطور كه روابط عمومي تبليغات نيست . همانطور كه روابط عمومي خيلي چيزهاي ديگر نيست . اما متأسفانه در ايران بوار عمومي تبديل شده به نهادي اطلاع رساني ، تبليغاتي ، بازاريابي و … شايد اگر خيلي خوش‌بينانه با اين مسأله برخورد كنيم بتوانيم اميدوار باشيم كه تا چند سال آينده به شرط به كارگيري نيروهاي متخصص وكارآمد در بخش روابط عمومي و برنامه ريزي علمي و مدون براي اين بخش و ايجاد انجمن هاي حرفه اي و تخصصي فعالو پرتحرك در اين زمينه بتوانيم تا مرحله روابط عمومي توجيه گر ارتقاء پيدا كنيم

نتيجه گيري : بايد پذيرفت كه در شرايط كنوني جامعه توسعه‌ي روابط عمومي الكترونيك ، نه تنها يك ضرورت بلكه يك اجبارغير قابل انكار است كه خواسته يا ناخواسته بايد به سوي آن برويم . روابط عمومي به دلايل مختلف بايد گام به گام و در عين حال با سرعتي قابل قبول روشهاي سنتي راكنار گذاشته و با استفاده ازابزار روابط عمومي الكترونيك وظايفشان را انجام دهند و يا تلفيقي ازروابط عمومي سنتي و الكترونيك را به كار گيرد چرا كه مخاطب امروز با مخاطب ديروز متفاوت است حجم وسيع اطلاعات و داده هاي گسترده از الزامات حركت به سمت روابط عمومي الكترونيك است چرا كه ديگر روشهاي سنتي قادر به دسته بندي اطلاعات و ايجاد دسترسي آسانبه حجم بالاي داده‌ها نيستند و تنها روابط عمومي الكترونيك است كه با استفاده از فن آوري هاي نوين اين مشكل را مرتفع مي كند . شايد از مهمترين موانع موجود بر سر راه تحقيق روابط عمومي الكترونيك بخصوص دركشورهاي جهان سوم در حال توسعه نظير ايران عدم دسترسي يكسان شهروندان به اينترنت و نداشتن قدرت خريد كامپيوتر است .از طرف دیگر روابط عمومی در کشور ما تبدیل به یک پست سیاسی شده است نه تخصصی. و این مسئله موجب شده که با تغییر در سیستم سیاسی کشور فورامدیران روابط عمومی عوض شود در خالی که می توان از افراد برکنار شده به عنوان مشاور استفاده کرد. بنابراين در اين كشورها شرايط ايجاد مي‌كند تا رسيدن به شرايط مطلوب به منظور دسترسي همگان به اينترنت بايد به تلفيق دو روش روابط عمومي الكترونيك و سنتي قناعت شود و بدون شك تا رسيدن به آن وضعيت مطلوب شاهد چالشهاي انكار ناپذيري بين مديريت سنتي و ديجتال خواهيم بود . ولي همانطور كه در ابتدا گفتيم رسيدن و دست يابي به روابط عمومي الكترونيك ضرورتي انكارناپذير است كه بايد به آن دست يافت .

+نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢۸ساعت۱:٥٤ ‎ق.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()