قلب آبی

گناهی ندارم ولی ...

گناهی ندارم
ولی قسمت اینه
که چشمای کورم
به راهت بشینه
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم

 سر از کار چشمات
کسی در نیاورد
که هر کی
تورو خواست
یه روزی بد اورد
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم

واسه من که
بر عکس کار زمونه
یکی نیست که
قدر دلم رو بدونه

هنوزم
زمستون به یادت بهاره
تو قلبم
کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم
ساز نا سازگاره
سکوتم به جز تو
صدایی نداره


تو خواب و خیالم
همش فکر اینم
که
دستاتو یازم
تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب
پریدم که بازم
با چشمای کورم
به راهت بشینم

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/۱٥ساعت۱۱:۳۱ ‎ب.ظتوسط مهدی ناطق | نظرات ()